ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
51
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
3 . مفهوم نقش رسالت تحول شرايط زندگى حضرت محمد [ ص ] - يعنى تحول از موضع دعوت و موعظه در مكه ، به سياستمدارى در مدينه و سپس حكومت بر بخش اعظم عربستان - بر نحوهء زندگى او و تقسيم و تخصيص اوقاتش اثر گذارده بود . اين تحولات در قرآن كريم انعكاس دارد ؛ و درواقع عمدتا قرآن بود كه حضرت را از جنبههاى جديد رسالتش آگاه كرد و به تحول و تكامل اين نقش جهت داد . در زبان انگليسى و ساير زبانهاى اروپايى ، سخن گفتن از حضرت محمد [ ص ] ، به عنوان پيامبر ( Prophet ) ، يا عناوينى مترادف با آن معمول است ، اما وصفى كه در قرآن كريم معمولا به او نسبت داده مىشود رسول است [ در انگليسى برابر با messenger ، و گاه apostle ] . همچنين اين صفت در كلمهء شهادت يا شهادتين به كار مىرود : « اشهد ان لا إله الّا اللّه ، و اشهد انّ محمدا رسول اللّه » . رسول قابل اطلاق به هركسى است كه حامل پيامى است . در آيهء 19 سورهء تكوير ، اين كلمه به فرشتهاى اطلاق مىگردد كه پيامى براى حضرت دارد ( و اين كلمه در اين معنى بسيار مناسب است ، زيرا معادل كلمهء angle « فرشته » در زبان يونانى به معناى فرستاده يا رسول است ) . بر اين نكته [ در قرآن كريم ] تأكيد شده است كه پيش از حضرت محمد [ ص ] سلسلهء بلند بالايى از رسولان وجود داشتهاند ، و لذا كاروبار او امر نوظهورى نيست [ سورهء احقاف ، آيهء 9 ] . و به اين حقيقت آشكار هم تصريح شده است كه مدتى پيش از حضرت محمد [ ص ] پيامبرى همچون او از طرف خداوند مأموريت به رسالت نيافته بوده است ، و او پس از فترتى در ارسال رسل آمده است [ سورهء مائده ، آيهء 19 ] . حضرت محمد [ ص ] پس از تجربههاى اوليهاش از دريافت الهام يا وحى ، حيران بود و نمىدانست كه بايد با آنها چه كند . در اين مورد حكايتى در احاديث هست ( اگرچه در قرآن اشارهاى به آن نيست ) كه او در اين حيص و بيص از جانب ورقة بن نوفل تشويق و تشجيع شد كه تجارب وحيانى خود را همانند
--> - قرآنى را كه بين معنى و صورت آن از اين نظر فرقى نيست ، تا حد الهام عادى تنزل مىدهد . بازنگرنده و بازنگارندهء اين كتاب ( مونتگمرى وات ) هم كمابيش با اين رأى و نظر موافقت دارد . لذا اين تعبير كوتاه را در ترجمهء فارسى نياورديم . م